گپ و گفت روزمره، ترانه میشود وقتی تو بر مبل روبرویی نشسته باشی. وقتی در فرودگاه باشیم و زل بزنیم به تابلوی پرواز تا زمان پریدنمان ،در هواپیمایی که جز من و تو را به آن راهی نیست، فرا برسد. انتظار همیشه سخت است، حالا که با دلهره و اضطراب همراه است، سختتر. پس لحظات و روزهای انتظار را با قصههای تو میگذرانیم و ترانههای من.
پیشکشِ تو! ترانهای که تنها چند دقیقهای از میلادش میگذرد!
لمس تو
عبور نسیم، روی گندمزار
ابریشم یاس بر دوش دیوار
نوازش تو اوج تمناست
لمس تو زیباست
لمس تو زیباست
بوسههای موج بر تن ماسه
رعشهی نرم تنِ رقاصه
در چشم شاعر شوق تماشاست
لمس تو زیباست
لمس تو زیباست
با من ستبرِ کوهی پر از برف
با تو شکوهِ یک درهی ژرف
آغوش گرمت همقد فرداست
لمس تو زیباست
لمس تو زیباست
لرزش گلبرگ در زیر شبنم
بارانِ بوسه، آرام و نمنم
بستر رویا، ببین مُهیّاست
لمس تو زیباست
لمس تو زیباست