
(تصویر برگرفته از سایت رسمی ایرج جنتی عطایی است)
این یادداشت پیشتر در وبسایت طلایهدار منتشر شده است.
پیشگفتار
در گفت و گو با ایرج جنتیعطایی –که در کتاب «مرا به خانهام ببر» منتشر شد، نگارنده این پرسش را مطرح کرد:
«مقولهی وطن از موتیفهای تکرار شوندهی ترانه، به ویژه در سالهای بعد از انقلاب و در ترانهی تبعید بوده. شما هم در ترانههای خودتون بسیار به این مقوله پرداختین. چه دیدگاهی نسبت به این مقوله دارین؟و آيا فکر نمیکنین نگاه افراطی در این زمینه میتونه منجر به ناسیونالیزم افراطی بشه؟
مشکل بنیادین من با مقولهی وطن نه تنها در حوزهی ترانه که به طور کلی در مفهوم یا کانسپت وطن گسترده شده... در تبعید البته که حس عاطفی شدیدتر یا بهتر بگم غلیظ تر و ملموستری نسبت به وطن وجود داره چون تو ازش دوری...پس شروع میکنی به ستایشِ وطن به حدی که یادت میره که چرا از وطن گریختهیی؟ چرا به غربت آمدهیی؟...{در نهایت} ترانهی یک ترانهسرای تبعیدی صدای ستایشِ همون نظامی میشه که اون رُ از وطنش دور کرده.»
مرا به خانهام ببر-صص 100-98
پاسخ متفاوت ایرج به این پرسش مرا بدین واداشت که نگاه دقیقتر و جدیتر به این مقوله و مصادیقش در ترانههای او – که بخش فربه آثارش را تشکیل میدهد- داشته باشم. نوشتاری که در پی خواهد آمد تلاشی کوچک در راستای این هدف بزرگ است. این نوشتار تنها گامی کوچک است که گامهای بزرگتر و با پشتوانهی علمی بیشتر را در ادامه طلب میکند.
بخش نخست این نوشتار به مفهوم «وطن» به صورت عام و همچنین نمونههای کاربرد این واژه و دیگر معادلهایش در ترانههای ایرج جنتیعطایی میپردازد. در بخش دوم مقایسهای بین دیدگاه ایرج جنتیعطایی در پیوند با مفهوم «وطن» و دیدگاههای دیگر ترانهسرایان برجسته انجام خواهد شد.