تبليغاتX
گـــــــــــــــــــزاره
<آزادی زیباترین گزاره‌ی گفتمان انسانی‌ست>
یک ترانه برای تو...

صدا كن منو از پشت گله
از پشت شب تلخ فاصله
صدا كن منو با لحن بوسه
كه بی تو رویا خود كابوسه
كه بی تو تلخم، تلخ و گزنده‌
پرم از فكر سنگ و پرنده

«تا فرصتی هست، صدا كن منو!
از این بی‌خودی، رها كن منو!
منو دعوت کن به بزم بوسه
نذار عاشقت اینجا بپوسه»

صدا كن منو به وقت رویا
وقتی كه گل كرد خورشید فردا
صدا كن منو به اسم بارون
مثل همیشه، پاك و مهربون
صدا كن منو تا دل جوونه
نذار حسرتت با من بمونه

«تا فرصتی هست، صدا كن منو!
از این بی‌خودی، رها كن منو!
منو دعوت کن به بزم بوسه
نذار عاشقت اینجا بپوسه»

ح.ع

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 12:57  توسط حسن علیشیری  | 

سراپا اگر زرد و پژمرده ايم
ولي دل به پاييز نسپرده ايم

چو گلدان خالي، لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ايم

اگر داغ دل بود، ما ديده ايم
اگر خون دل بود، ما خورده ايم

اگر دل دليل است، آورده ايم
اگر داغ شرط است، ما برده ايم

اگر دشنه دشمنان، گردنيم!
اگر خنجر دوستان، گرده ايم!

گواهي بخواهيد، اينك گواه:
همين زخمهايي كه نشمرده ايم!

دلي سربلند و سري سر به زير
از اين دست، عمري به سر برده ايم...

... دیشب قیصر امین پور در ۴۸ سالگی درگذشت!

...آه! ای دریغ و حسرت همیشگی!...

خبرگزاری فارس
خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 7:57  توسط حسن علیشیری  | 

مقدمه:
مدت‌ها پیش از این، زمانی که آلوده‌ی بازی وبلاگی یلدا، بازی 5 نکته ناگفته از زندگی شخصی و ...، شده بودم نوشتم که تا اواسط دوران دبیرستان در چند تیم فوتبال کرج و تهران بازی می‌کردم و این موضوع را خیلی هم جدی گرفته بودم و هر روز تمرین و...تا رفته رفته به این نتیجه رسیدم که با هردیدی به فوتبال نگاه کنی ورزش لمپن‌هاست و اگر بخواهی بین جماعت فوتبالیست‌ها دوام بیاوری یا باید لمپن باشی یا به نحوی با این نوع نگاه کنار بیایی.من نتوانستم و کنار کشیدم. هرچند حاصلش تا امروز چندین کیلو اضافه وزن و شکمی‌ست که مدتهاست در آفساید به سر می‌برد.

**

چند روزی پیش از دربی پرسپولیس و استقلال در مجله‌ی «همشهری جوان» مقاله‌ای را به قلم «پژمان راهبر» خواندم که خیلی بی ربط مرا به حال و هوای روزهای زمان خاکی «دهقان‌ویلا» و چمن همیشه مرطوب ورزشگاه «شریعتی کرج» برگرداند. «پژمان راهبر» در این مطلب از علاقه‌اش به «افشین قطبی» مربی باشخصیت و موفق این روزهای پرسپولیس نوشته بود و این که همیشه لبخند می‌زند و مودب است و ثابت کرده که فوتبال فقط ورزش لمپن‌ها نیست. در مورد شخصیت و سواد و ادب قطبی با «پژمان راهبر» موافقم اما با بخشی آخر نوشته‌اش نه!
به باور من گرچه گاهی استثاناهایی بر این قاعده وجود دارد اما دست کم در ایران، همیشه «لمپن» ها بوده‌اند که در فوتبال موفق شده‌اند و به جایی رسیده‌اند. مثال‌های نقضی همچون «امیر حاج‌رضایی»، «بیژن ذوالفقارنسب» و «مجید جلالی» هرگز موفقیت حضرات لات‌منش را نداشته‌اند و اگر روزی روزگاری به پیروزی یا قهرمانی رسیده‌اند خیلی زود توسط یک مدیر داش‌مشتی یا با اتحاد و تبانی بازیکنان و شاگردان با مرامشان سرنگون شده‌اند و گوشه‌ی عزلت گرفته‌اند و در بهترین شرایط به مفسران تلویزیونی تبدیل شده‌اند. بگذریم از اینکه خیلی از بزرگان به ظاهر مودبی که در رادیو و تلویزیون «ببخشید» و «استدعا دارم» از زبانشان نمی‌افتد وقتی پایش بیفتد در زمین فوتبال و روی نیمکت و گاهی در کنفرانس‌های خبری پس از شکست، از صد گنده‌لات خیابانی لات‌ترند و برای ادب و نزاکت و انصاف و انسانیت تره هم خورد نمی‌کنند.
از این حیث تفاوت چندانی بین باسواد و بی‌سواد این قوم وجود ندارد. با فوق لیسانس روانشناسی هم می‌توان حریف را به یاری قدرت هجو و هزل خدادادی به سخره گرفت و شکست در برابر دانش و شجاعت یک مربی تازه‌وارد را توجیه کرد. یا با مدرک لیسانس دانشگاه صنعتی شریف هم‌دانشگاهی دیروز را به بی‌سوادی متهم نمود. «سلطان» این فوتبال، استاد ناسزاهای ناموسی‌ است و «ژنرالش» کل‌یوم فرق حرف زدن در تلویزیون را با کل‌کل سر گذر نمی‌داند. کافیست چند دقیقه‌ای حتا در فوتبال محلات این مرز و بوم بازی کرده باشی تا بدانی یا باید ناسزا بگویی یا کر باشی تا بتوانی تا دقیقه‌ی نود در زمین دوام بیاوری. اگر روزی به لباس بازیکنان فوتبالمان میکروفونی وصل نمایند و گفت‌وگوهایشان را، حتا وقتی توپ در جای دیگری از زمین است ضبط کنند، می‌توان  کتابی به سترگی «کتاب کوچه»‌ی شاملوی بزرگ درباب ناسزاهای فوتبالی نوشت.
از همین روست که دلم برای «امپراتور» این روزهای پرسپولیس، «افشین قطبی» می سوزد و نگرانش هستم.  می‌ترسم حالا حالاها  نتواند ناسزاهای آبدار فارسی را یاد بگیرد و بازیکن اخراج شده‌اش را مورد نوازش «آپیکدو» قرار دهد. آینده‌ی «قطبی» و «پرسپولیسِ»  دوست‌داشتنی‌اش نگران‌کننده است! لطفاً هرچه زودتر برایش دوره‌ی «اخلاق در فوتبال ایران» بگذارید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 13:32  توسط حسن علیشیری  |