تبليغاتX
گـــــــــــــــــــزاره - فتح تو!

فتح تو!

هیچ قاره‌ی جدیدی

ارزش کشف شدن را ندارد

و هیچ سرزمینی

ارزش فتح شدن را!

اگر پای عشقی در میان نباشد!

*

هنگامی که پای در رکاب فتح تو می‌کردم

سرِ پر شوری بودم و دلی پر نعره

اینک آرامشی هستم که شعر می‌بافد و

سکوتی که جز به تلنگر بوسه‌ها نمی‌شکند!

مگر نه اینکه تمامی جنگ‌جویان جهان

تنها در بستر عشق

زره از تن در می‌آورند و همچون کودکان

بهانه‌ی «کمی بیشتر» می‌گیرند؟!

*

که من کاشف جغرافیای پیکرت بودم

پیش از آنکه حتا بادِ هرزه‌

به معصیت نوازشش اندیشیده باشد!

 

ح.ع

!! نوشته شده توسط حسن علیشیری | 13:34 | شنبه شانزدهم دی 1385 •