تکذیبیه!
غافلان همسازند،
تنها طوفان کودکان ناهمگون ميزايد.
همساز سايهسانانند، محتاط در مرزهای آفتاب.
در هيئت زندگان مردگانند.
احمد شاملو
در این وانفسای دربهدری به دنبال مشکلات شخصی و ...که باعث شده حتا فرصت به روز کردن وبلاگم را هم نداشته باشم دوستی خبر آورده که چرا در وبلاگ طرفداران آقای شهیار قنبری پیام گذاشتهای و توبهنامه نوشتهای؟! بعد از سالها به آنجا رفتم و دیدم که همزادم بیاطلاعِ من آنجا بالای منبر رفته و دروغ و راست را به هم بافته و با تقلید نثر پر از غلط من تقاضای بخشش از درگاه همایونی کرده! نه وقت و نه حوصلهی این را دارم که جمله به جملهی آن پیام جعلی را نقل کنم و دروغ و راست بودنش را نشان دهم. به همین دلیل تنها به بیان نکات کلی اشاره میکنم: فردی که این پیام را گذاشته بیشک از اطرافیان من است زیرا بخشهای زیادی از این حرفها را –بیشک جدا از بخش توبه نامهایش- در جمعهای خصوصی گفتهام. مانند آنچه در گفت و گو با ایرج جنتیعطایی عزیز رخ داد و نواری که قابل پیاده شدن نبود و ... اطمینانم از این جهت است که من در یکی دو جا در حضور بعضی دوستان این واقعه را شرح دادم و در پاسخ کنجکاوی یکی از دوستان آنچه از جملات ایرج نازنین در مورد شهیار قنبری به خاطر داشتم نقل کردم. آنچه در این پیام جعلی آمده نه تمام ماجرا که تنها بخشیست که من در آن جمع روایت کردم. باقی مطالب همچون ماجرای نامهی یغما و طراحی سایت ایرج جنتیعطایی را هم که بارها در همین وبلاگ و وبلاگ سابقم نوشتهام و همه از آن با خبرند. در آن یادداشت جعلی نوشته شده که رابطهای با یاران جنتیعطایی ندارم- و استدلال آوردهاند که هیچ لینکی از من در وبلاگ این دوستان نیست- نخست اینکه تقریبا تمام کسانی که در «گل سرخ ترانه» مینویسند را از نزدیک میشناسم و دستکم بیشتر از «سایهسانان» خود را مینمایانند و میدانی با که طرف هستی. چند نفر از گردانندگان این سایت –همچون کوروش سمیعی- از دوستان خوب من هستند –یا دست کم پیش از این پیام های دروغی بودند!- عدم همکاری من با این دوستان به دلیل مشغلهی فراوان و درگیریهای کاری و شخصی من است. وگرنه علیرغم انتقادهایی که به کارشان دارم-به ویژه در بخش ویرایش و غلط گیری مقالهها- به نگاه آزاد اندیشانهشان که نظرات مخالف در مورد ایرج را تاب میآورند احترام میگذارم و چند باری خودم به آنها پیشنهاد همکاری دادهام.
سالها پیش تصمیم گرفتم دیگر حتا وارد وبلاگ هواداران شهیار قنبری نشوم و دور از جنجال بمانم اما گویا بعضی دوستنمایان قصد ندارند مرا به حال خویش رها کنند. من به هر دوی این ترانهسرایان و هواداران ایشان احترام میگذارم. از این پس در هیچ وبلاگی پیامی که حاوی مطلبی جز نظر شخصیام در مورد ترانه یا شعر و ...باشد نخواهم گذاشت و اگر قرار باشد موضعی در مورد اتفاقی داشته باشم آن را همین جا در وبلاگم مینویسم. دوستان نزدیکم میدانند تا حد اینروزها درگیر و مشغول هستم و دیگر توانی برای شرکت در درگیریهای پوچ اینچنینی برایم باقی نمانده. بنابراین این اولین و آخرین مطلبی است که در مورد این مسئله مینویسم و تمایلی به ادامهی این بحث ندارم. بخش نظرخواهی برای این پست غیرفعال خواهد بود و هر پیام دیگری که بخواهد به این بحث دامن بزند و در پستهای دیگر درج شود حذف خواهد شد.
حسن علیشیری
15 بهمن 1385

