تبليغاتX
گـــــــــــــــــــزاره - نیمه تمام
<آزادی زیباترین گزاره‌ی گفتمان انسانی‌ست>
نیمه تمام مانده‌ام
تو سطر آخر منی
رگبار سنگ می رسد
تو چتر آخر منی
...
(آغاز یک ترانه‌ی نا تمام...)

نیمه تمام مانده‌ام
مثل تمام کارهای این روزها
ترانه‌ای که تنها چند سطر اولش را نوشته‌ام
ترجمه‌ی شعرهای لنگستون هیوز
ویرایش و بازسرایی شعرهای یک ناشاعر مایه‌دار
مثل پروژه‌های دیگر اداری و آموزشی و هکذا
سرم سنگین است از قسط و اجار‌ه خانه و یک نمایشنامه‌ی نانوشته‌ی رادیویی
می‌خواهم تمامم را بالا بیاورم و به صورت آقای رئیس بپاشم
*
به مرگ فکر می‌کنم و برای عروسی دوستانم متن کارت دعوت می‌نویسم
به شعر فکر می‌کنم و بیلان سود و زیان سالانه را محاسبه می‌کنم
به چشمان نگران تو فکر می‌کنم و...
...
دور از چشمان همکاران وظیفه‌شناس
اشک می‌ریزم.
*
«عطف به نامه‌ی شماره‌ی 148ب86»
از زندگی‌ی تکراری اداری
  خسته شده‌ام
«احتراماً»
حالم از هر چه دستور سازمانی به هم می‌خورد
فقط می‌خواهم تمامم را بالا بیاورم و به صورت آقای رئیس بپاشم
                                                           می‌خواهم به کل هیکلش بـ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 15:27  توسط حسن علیشیری  |