تبليغاتX
گـــــــــــــــــــزاره - غزل‌ترين حادثه

غزل‌ترين حادثه

سلام

 

نمی‌دانم تازگی‌ها به سایت ایرج جنتی‌عطایی سر زده‌اید یا نه، با زحمت‌هایی که پویان عزیز کشیده است مجموعه‌ای کامل از ترانه‌ها، نمایشنامه‌‌ها و دیگر آثار آقای ترانه‌ها بوجود آمده‌ است. به تازگی‌ هم ارغوان عزیز تمام ترانه‌های ایرج جان را به صورت wallpaper طراحی کرده و که در بخش ترانه‌های سایت قابل دسترسی است.

همچنین می توانید یادداشت‌ها و ترانه‌های تازه‌ی ایشان را در بخش گاه‌نوشت‌ها –که در واقع وبلاگ رسمی ایشان است- بخوانید و نظر بدهید. با عضویت در Mailing list سایت- که فرم عضویتش در همان ابتدای ورود به سایت در اختیارتان قرار می‌گیرد- می‌توانید از به روز شدن بخش گاهنوشت‌ها باخبر شوید.

یاران ایرج جنتی‌عطایی هم نشریه‌‌ی الکترونیکی را منتشر می کنند که «گل سرخ ترانه» نام دارد. قرار است در این نشریه یاران ایرج از ترانه‌ها و دیگر آثار او بنویسند. در شماره‌ی صفر این نشریه دوستان ترانه‌سرایم علی احمدی، اسد وجودی، سعید کریمی و خانم نیلوفر لاری‌پور مطالبی را در مورد ایرج نوشته‌اند. انتشار این نشریه را تبریک می‌گویم و امیدوارم از چارچوب مدح‌ها و ستایش‌های رایج فراتر رود و به کشف زاویه‌های پنهان کار این ترانه‌سرای بزرگ و دیگر ترانه سرایان جدی این مرز و بوم بپردازد.

خبر دیگر اینکه دوست خوبم احسان سلطانی، دوباره نوشتن در باب ترانه‌ را در وبلاگ تازه‌اش- ترانه نوین- از سرگرفته و در اولین مطلبش ترانه‌ی «آی مردُم! مردَم!» شهیار قنبری را با تمام حواشی‌اش نقد و تحلیل کرده است. گرچه انتقاداتی به شیوه‌ی نقد و برخی دیدگاه‌های او دارم، تلاشش را در نقد ترانه‌-که کاری‌ تازه‌ است و سابقه‌ی چندانی ندارد- می‌ستایم و برایش آرزوی موفقیت دارم.

...

...

چند سال پیش‌ نوشته بودم:

می‌بوسمت ای ماه!

ای شادیِ دلخواه!

می‌بوسمت هم‌بغض!

هم‌گریه! ای همراه!

...

 

و باز هم برای تو که ماه این شبستان سحرندیده‌ای!

 

غزل‌ترين حادثه

 

دوباره شاعرم کن! غزل‌ترين حادثه!

از پشت هر نگاهت ترانه سر مي‌رسه!

شکوفه بارون کنُ نبض صدامُ بگير

نفس بده به واژه به لحظه‌هاي اسير

تا کِي رو خوابِ پرواز طرح قفس مي‌کشي

بالِ پريدنم باش، تا اهلِ شعرم بشي

 

«نترس از اين سياهي، خودت چراغِ راهي!

من جرات پلنگم، تا تو شبيهِ ماهي!»

 

عسل‌ترين حادثه، دوباره باورم کن

از بوته‌ي شکفتن بچين وُ پرپرم کن

رو قله‌ي ترانه‌م فقط اگه تو باشي

اگه رو بذر واژه عطر صدا بپاشي

 

«نترس از اين سياهي، خودت چراغِ راهي!

من جرات پلنگم، تا تو شبيهِ ماهي!»

 

ح.ع

!! نوشته شده توسط حسن علیشیری | 10:4 | دوشنبه پنجم دی 1384 •